گنجور

شمارهٔ ۷۳۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اینچنین تند که آن قلب شکن می آید

سهمی از غمزه او در دل من می آید

چه خطا رفت ندانم که بر ابرو زده چین؟

بهر آرا من آن ترک ختن می آید

سخنی از دهنش گفتم و زد بر دهنم

بهر هیچ آن همه خواری و زدن می آید

مستی و رندی و عاشق کشی و شیوه و ناز

هر چه گویند ازان تنگ دهن می آید

به وفاداری او گشت تنم خاک و هنوز

نکهت دوستی او ز کفن می آید

چشم بر هم زدی و گشت روان از نظرم

دور باشد که به یک چشم زدن می آید

خسروا، شعر تو اسرار خدا نیست مگر؟

کز سخنهای توام بوی حسن می آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام