گنجور

شمارهٔ ۷۲۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

لب خونخوار تو جز خون دل افزون نکند

چشم تو جز جگر سوختگان خون نکند

ماه روی چو تو در مهر نمی افزاید

کم ازان کاین ستم و جور بر افزون نکند

چون رسد غارت ترکان خیالت، عاشق

نقد جان را چه کند کز دل بیرون نکند

سخن تلخ تو چون زهر کند در دل کار

طرفه کاری که درین زهر کس افسون نکند

دست ازان دارم بر خود که نهم پای به هوش

تا مرا سلسله زلف تو مجنون نکند

مردمان چشم ملامت سوی من داشته اند

مردمی کی کند، از چشم تو اکنون نکند

چند با خسرو سرگشته چو گردون گردی

برنگردی، ز وی، اندیشه گردون نکند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام