گنجور

شمارهٔ ۷۱۸

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا ز خون ریختن آن غمزه ندامت نکند

کس به راه غم او ذکر سلامت نکند

آنچه بر بی گنهان می کند آن روی چو ماه

برگنه کاران خورشید قیامت نکند

که کند فرق ز رخساره او تا خورشید

خط شبگون اگر از مشک علامت نکند

پیش قاضی فلک، مه چه کند دعوی حسن؟

تا خطت بینه خویش اقامت نکند

دل من کرده غمت خون و اگر غم این است

بنده راضی ست به نیمی که تمامت نکند

مکن از گریه مرا منع که دلسوخته را

هیچ کس از جزع و گریه ملامت نکند

خون ما ریزد و بیرون برد از خنده لبت

کس به تنگ شکرش نیز غرامت نکند

با تو خواهد که کند خسرو مسکین تقریر

حال خود را، ولی از بیم اسائت نکند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام