گنجور

شمارهٔ ۷۰۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گوش من از پی نام تو به هر کوی بماند

چشم من از هوس روی تو هر سوی بماند

نه به گلزار گشاید دل من، نه در باغ

بسکه در جان من اندیشه آن روی بماند

بامدادان به چمن نازکنان می گشتی

سرو یک پای ستاده به لب جوی بماند

سوی پیکان شو دم، گر گله زان غمزه کنم

که چه پیکانی ازو در ته هر موی بماند؟

سر بسی بر در و دیوار زدم همچو صبا

که گذشت آن گل خندان من و بوی بماند

ماجرای دل خودکام، چه پرسی از من؟

سالها شد که ز من رفت و دران کوی بماند

شکرگوی کرمش کرد دل خسرو را

ذوق دشنام که در گوش دعاگوی بماند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام