گنجور

شمارهٔ ۷۰۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عاشقان خون جگر شربت مقصود کنند

ای خوش آن گریه که گه دیر و گهی زود کنند

وصل جویان که دم از عشق برآرند روند

چون گدایان که دعای غرض آلود کنند

باده کش دوزخیان، بهتر ازین متقیان

کز پی خلد برین طاعت معبود کنند

ناله سوختگان هست سرود ماتم

اجر آن به که گهی خلوت مقصود کنند

نیست بی یوسف خود رغبت بستان ما را

بلبلان، گر به چمن نغمه داود کنند

چه زیان دارد، اگر دلشدگان از تو گهی

زان زیان کار دو چشمت نظر سود کنند

من خسی را که بسوزند به کویت، غم نیست

غم از آنست که پیش در تو دود کنند

حق من در تو نگاهی ست سر رود دو چشم

که ز گریه حق خسرو همه نابود کنند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام