گنجور

شمارهٔ ۶۶۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چشم تو مست است یا در خواب بازی می کند

بوالعجب مستی که در محراب بازی می کند

مردم چشمم که می گردد به گرد روی تو

طفل را ماند که در مهتاب بازی می کند

گرد در آویزد دل نادان من در سوی تو

همچو موی خود مشو، در تاب بازی می کند

چشم من دور از تو، گر غرقه به خون گردد سزاست

ز آشنا بیگانه و در آب بازی می کند

امشب اندر خواب دیدم با تو بازی کرده ام

وه تو بازی کرده ای یا خواب بازی می کند؟

با زنخدانت که خسرو عشق بازد گوییا

گوسفندی دان که با قصاب بازی می کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام