گنجور

شمارهٔ ۶۵۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد

وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد

چشم مست او که مژگان را به قتلم تیز کرد

خنجر زهراب داده در کف قصاب داد

هر خدنگ غمزه ای را کاو به شست ناز بست

آن خدنگ اول نشان بر سینه احباب داد

باز آن ابرو کمان غمزه زن قصد که کرد

چشم او باری ز مژگان ناوک پرتاب داد

وین کجا ماند ز چشم و ابرویش زنیسان که او

ترک مست کافری را راه در محراب داد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رضوان نوشته:

مصرع اول بیت آخر باید اصلاح شود
“زینسان” صحیح است

کانال رسمی گنجور در تلگرام