گنجور

شمارهٔ ۶۳۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چشم یارم دوش بی هنگام خواب آورده بود

وز تکبر غمزه شوخش عتاب آورده بود

تاب زلفش برده بود از چهره شب تیرگی

وز فروغ مهر رویش ماهتاب آورده بود

صبح صادق از سر اخلاص بر رویش دمید

هر دعایی را که از حق مستجاب آورده بود

شد گریزان از خیال روی او مهر از هلال

دوش دیدم بی گهان پا در رکاب آورده بود

در درون دیده دارم روشنایی را به خواب

چون خیال روی او در دیده خواب آورده بود

تا به گوش او رساند چشم دریابار من

هر دو صحن دیده پر در خوشاب آورده بود

نام خسرو شهره ایام شد، کز بهر عام

همچو دولت رو در آن عالی جناب آورده بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام