گنجور

شمارهٔ ۶۲۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سال نو است و عشق نو عشرت یار من چه شد

بین که ز زاری و فغان شخص نزار من چه شد

گر فلک ستیزه گر، مهر نمای کینه گر

بست به کین من کمر مهر نگار من چه شد

گر تن من ز خشم تو خسته تیر غمزه شد

باد فداش گو برد جان فگار من چه شد

آه من ار ز بیخودی می نرسد به گوش او

تا خبرش کند ز من ناله زار من چه شد

غم رخ چون زر مرا سود بر آستان او

گیر که خاک شد زرم، سنگ عیار من چه شد

خسروم و چو طوطیان، در هوس شکر لبان

تا شکری به من دهد، خنده یار من چه شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام