گنجور

شمارهٔ ۵۹۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بی یاد تو غم جهان نسوزد

بی آه من آسمان نسوزد

پیش رخ آتشین تو شمع

سوزند، ولی چنان نسوزد

گر شمع نخوانمت مشو گرم

زاتش گفتن زبان نسوزد

بی رنگ رخ تو ز آتش غم

سرمایه دوستان نسوزد

یاد تو چو در دلم در آید

جز مغز استخوان نسوزد

سوزد دل خود، اگر بگویم

دل نیست که در زمان نسوزد

آتش به چنان دلی در افگن

کاندر غم دوستان نسوزد

از غمزه مسوز عالمی را

تا بنده در آن میان نسوزد

زینسان که بسوخت خسرو از آه

نبود عجب، ار جهان نسوزد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام