گنجور

شمارهٔ ۵۸۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تاب رخت آفتاب ناورد

ذوق لب تو شراب ناورد

آن خال چو ذره هوش من برد

خشخاش تو هیچ خواب ناورد

دل دعوی صابری همی کرد

چون روی تو دید، تاب ناورد

دل بر تو صبا پیام من برد

چون باز آمد، جواب ناورد

از گریه که چون سرم به درد است

چشمم قدری گلاب ناورد

این دیده، کدام راز دل بود

کز گریه به روی آب ناورد؟

زلف تو دل مرا بدزدید

رحمت به من خراب ناورد

افسوس که خسروش گرفته

پیش شه کامیاب ناورد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام