گنجور

شمارهٔ ۵۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

الا دمعی سارعت والهوا

وقد ذاب قلبی هو والنوا

اسیرست ازان میر خوبان دلم

به دردی که هرگز ندیدم دوا

اذا اشرق الشمش من صدغه

فنعم الهوا فی جناتی هوا

دلم خون شد و ناید ار باروت

بر این ماجرا چشمم اینک گوا

ولی الموالی علی حبه

و لکنه فی بوادی لوا

بتا نا مسلمانیی می کنی

که در کافرستان نباشد روا

و قد و قدالبین نیرانه

ترقی دخانی بجوالهوا

بماندم من اندر چنین حالتی

نگفتی که حالت چه شد، خسروا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پوریا نوشته:

بیت چهارم غلط درج شده
دلم خون شد و ناید ار باورت
صحیح است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام