گنجور

شمارهٔ ۵۳۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شکر پیش لبت شیرین نگویند

رخت را لاله و نسرین نگویند

ز دیده می کنم شکر خیالت

اگر چه ظلم را تحسین نگویند

من از تو گشته گشتم وای و صد وای

گرت حال من مسکین نگویند

دل گم گشته، گر یابم نشانش

دران گیسوی چین در چین نگویند

دلا، گر جان ستد، خواهش مکن، زانک

به تأخیری سخن چندین نگویند

چنانش لطفها کرده ست زنهار

که با آن کافر بی دین نگویند

کند خلقی دعای صبر و عاشق

ز کین عاشقان آمین نگویند

بر او من عاشقم، ور پرسد آن ماه

همه چیزش بگویند، این نگویند

کسان کاین قصه خسرو شنیدند

حدیث خسرو و شیرین نگویند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام