گنجور

شمارهٔ ۵۰۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ترسم که از اطراف جهان دود برآید

گر آه من از جان غم اندود برآید

بر بوی تو آتش زده ام مجمره دل

از وی چه عجب، گر نفس عود برآید

آتشکده دل بر ما، چند بپوشم

شک نیست که از آتش ما دود برآید

دل خود چه متاع است که از ما طلبد دوست؟

حقا که اگر جان طلبد زود برآید

هر دل که ندارد خبر از حسن ایازی

شرط است که گرد دل محمود برآید

بعد من اگر گوش نهی بر سر خاکم

از خاک همه نغمه داود برآید

خسرو نتواند که کند فکر وصالت

کاری ست که با طالع مسعود برآید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام