گنجور

شمارهٔ ۵۰۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آن سرو خرامنده که جستم، به بر آمد

وان بخت که پیش آمده بد، بیش تر آمد

شادی همه غم بود ز بر نامدن کار

آن غم همه شادی شد و آن کار برآمد

بر لاله گلبرگ دماغم رسد امروز

کز زلف توام بوی نسیم سحر آمد

آیینه جان روی نما می کشمت پیش

کایینه رخسار توام در نظر آمد

شیرینی لعلت نرود از بن دندان

کز لعل توام در بن دندان شکر آمد

در مردم من مردمک دیده نگنجد

اکنون که مرا روی تو در چشم تر آمد

در پای تو خسرو چه کند، گر نکند جان

اکنون که مرا روی تو در چشم تر آمد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام