گنجور

شمارهٔ ۴۹۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ماییم درون سوخته، بیرون شده ای چند

در سلسله لیلی و مجنون شده ای چند

خوردیم بسی خون دل از تو، تو هم آخر

یک می بخور از دست جگر خون شده ای چند

چون حال دگرگون شده زاندوه تو ما را

تو روی مگردان ز دگرگون شده ای چند

ای مرغ، چه خوانی سوی باغ، از خسک هجر؟

بگذار درین بادیه بیرون شده ای چند

در عشق فدا شد دل و جان و تن خسرو

اینک نگر از بخت همایون شده ای چند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام