گنجور

شمارهٔ ۴۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زهی بریخته بر لاله مشک سارا را

شکسته رونق خورشید گوهر آرا را

اگر ز روی تو شمع هدایتی نبود

ز تیرگی که برون آورد نصارا را؟

به صیت حسن گرفت آن بت سمرقندی

چو کشور دل ما خطه بخارا را

به روز کشتن ازان غمزه مهلتی جستم

ولی ندید ز قاتل کسی مدارا را

بیار ساقی ازان آب آتشین که فلک

به باد داد چو جمشید خاک دارا را

ز شوق آن لب شیرین و ماتم فرهاد

ز دیده می رود اینک شکر شکرخا را

دو بوسه از لب خود خسروا، خدا را خواه

بود که بشنود آن سنگدل خدارا را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام