گنجور

شمارهٔ ۴۴۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به چشمم تا خیال لعل آن قصاب می گردد

دمادم در اشک من به خون ناب می گردد

دمادم سجده می آرم من بیدل به هر ساعت

خیال طاق ابروی توام محراب می گردد

همی گردد خیال رویت اندر خانه چشمم

مثال ماهیی کاندر میان آب می گردد

سر زلفت سرش بر باد خواهد داد می دانم

که رسوا می شود دزدی که در مهتاب می گردد

تو سلطان وار بنشین و مترس از خسروی چو من

که او از گریه ای در پای ما نایاب می گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام