گنجور

شمارهٔ ۴۳۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مرو زینسان که هر سو جامه جان چاک خواهد شد

جهانی در سر این غمزه بیباک خواهد شد

خدا را، زو نپرسی و مرا سوزی بجای او

که کشته عالمی زان نرگس بیباک خواهد شد

روید، ای دوستان، هر جا که می باید، من و کویش

که این تن خاک این جایست و اینجا خاک خواهد شد

تو میزن غمزه تا من می خورم خوش خوش سنان تو

چه غم دارد ترا، گر سینه من چاک خواهد شد

زهی شادی که او آید، ببیند حال من، لیکن

من این شادی نمی خواهم که او غمناک خواهد شد

بسوزم خویشتن از جور بخت بد، ولی ترسم

که آتش سوخته از ننگ این خاشاک خواهد شد

مبین زین سو که جانم از خیال مهره چشمت

چو گنجشک گروهه کرده در تاباک خواهد شد

خیال خط تو همراه جانم باشد آن روزی

که نام من، ز لوح زندگانی پاک خواهد شد

ازان لب تلخ می گویی، مترس از خنده خسرو

که هر زهری که می آید بر آن، تریاک خواهد شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام