گنجور

شمارهٔ ۳۸۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کسی را به دور حسن تو پروای خواب نیست

کو دل کزان دو نرگس رعنا خراب نیست

ای محتسب که منع سر اندازیم کنی

بگذر ز ما که مستی ما از شراب نیست

بر جان ما ز غمزه مزن تیر دمبدم

بر بی گناه ظلم پیاپی ثواب نیست

دل خواست بوسه ای ز لبت، بر دهان زدی

در روزگار مثل تو حاضر جواب نیست

کردم مقابل رخ تو آفتاب را

چیزی ست در رخ تو که در آفتاب نیست

تا چند قصد خسرو بیچاره می کنی

یک شیوه کن که حاجت چندین عتاب نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمید نوشته:

دل خواست بوسه ای ز لبت، بر دهان زدی
مفید ایهام: بوسه را بر دهان زدی / با دست بر دهانم زدی

کانال رسمی گنجور در تلگرام