گنجور

شمارهٔ ۳۶۸

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گل ز رخساره تو بی آب است

مه ز نظاره تو بیتاب است

مژه های کژ دلاویزت

کجه های دکان قصاب است

با خیال تو مردم چشمم

گاه هم خانه گاه هم خواب است

امشبی کامدی به خانه من

شمع را می کشم که مهتاب است

گر گذاری ببوسم ابرویت

بهر تعظیم را که محراب است

ای دل خسته، غرق خون از تو

همچو هسته میان عناب است

غرق شد ز آشناییت خسرو

زانکش از دیده تا به لب آب است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام