گنجور

شمارهٔ ۳۶۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ترک من دی سخن به ره می گفت

هر که رویش بدید، مه می گفت

او همی رفت وخلق در عقبش

وحده لاشریک له می گفت

دل به صد حیله می گریخت ز عشق

دل سخن از درون چه می گفت

غلغلی می شنیدم از دهنش

دیده از خویش صد گنه می گفت

دل خطش را زوال جان می خواند

نیم شب را زوالگه می گفت

گفتمش تیر می زنی بر دل

خنده می زد به ناز و نه می گفت

خسرو از دور همچو مدهوشان

نظری می فگند و وه می گفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام