گنجور

شمارهٔ ۳۵۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عشق اگر چه نشان بخت بد است

نزد عاشق سعادت ابد است

هر که جوید مرادی از معشوق

گویی او عاشق مرا خود است

گر چه صد روز نیک عاشق راست

بهر این روز اسیر روز بد است

دیگران بهر تو چرا میرند؟

مردنم این که اندرین حسد است

صوفی ما که مست می زده است

جرم بر ساقیان سرو قد است

همه عیب است باده و هنرش

شستن ما ز مایه خرد است

پرسیم توبه شد ز می خسرو

شد، ولی آرزو یکی به صد است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام