گنجور

شمارهٔ ۳۵۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر که در پیش چشم روشن ماست

گوییا آفت دل و تن ماست

چشم ما گر نمی شود، ماناک

آن همان آفتاب روشن ماست

لاله ها می دمد ز خون دو چشم

گرد من آن بهار و گلشن ماست

غمزه زن جان من و گر میرم

غم مخور خون ما به گردن ماست

ما چو هندوی سومنات به عشق

بت پرستیم و دل برهمن ماست

گفتم از مهر سوخت خسرو، گفت

چند ازین ذره ها به روزن ماست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام