گنجور

شمارهٔ ۳۵۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دامن گل ز ابر پر گهر است

باغ را زیب و زینت دگر است

غنچه بر باد داد دل، چو گشاد

چشم بر گل که مو به روی فر است

به یکی جام کش رسید از دور

نرگس افتاده مست و بی خبر است

همه از سرو می برد بلبل

نیک یکبارگی بلند پر است

هر چه تسخیر کیف یحیی الارض

خواند بلبل به خط سبزه در است

گل ورق راست کرده از شبنم

مهره آن ورق همه گهر است

دوستان را کنون ز بهر نشاط

جانب باغ و بوستان گذر است

ورق گل اگر لطیف افتاد

خط سبزه ازان لطیف تر است

نرود سوی باغ خسرو، ازآنک

باغ او بزم شاه نامور است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام