گنجور

شمارهٔ ۳۳۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کدام سنگدلت شیوه جفا آموخت

که ناز و شوخیت از بهر جان ما آموخت

کتاب صبر همان روز، من فرو شستم

که خوبی تو ترا تخته جفا آموخت

فلک نگر که چه خط کرد بر جریده حسن

جفا درست و وفاداریت خطا آموخت

جراحت جگر خستگان چه می پرسی؟

ز غمزه پرس که این شوخی از کجا آموخت

دلی نماند که از تن نبردیش عمدا

معلم تو که بوده ست، کاین دعا آموخت؟

ز من که عاشق و مستم صلاح کار مجوی

چه جای زرگری آن را که کیمیا آموخت

چه روز بود که آمد خیال تو در چشم؟

که غرق کرد مرا و خود آشنا آموخت

دل رقیب نسوزد ز آه من، چه کنم؟

نمی توان سگ دیوانه را وفا آموخت

نیافت خسرو گمگشته خویش را، با آنک

ز گرد نامه تو خط والضحی آموخت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام