گنجور

شمارهٔ ۳۱۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای آفتاب تافته از روی انورت

وی کوفته نبات ز لعل چو شکرت

شکل صنوبر قد تو چون پدید شد

بشکفت سرو از قد همچون صنوبرت

خواهد که بوی تو بکشد باد صبح، اگر

باید نسیمی از سر زلف معنبرت

موی تو سر به سر همه مشک است و هر دمی

از نافه پوست باز کند مشک اذفرت

ای کوه حلم،حلم ترا چون بدید کوه

بی سنگ شد ز غیرت ذات موقرت

تاصیبت گوهر تو به دست صدف فتاد

دریا تمام آب شد از شرم گوهرت

سرگشته اند خاک تراخسروان دهر

زان خاک گشت خسرو بیچاره بر درت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام