گنجور

شمارهٔ ۳۰۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ماییم کافتاب غلام جمال ماست

صد عید نو در ابروی همچون هلال ماست

روشن که می نماید از آیینه سپهر

آن آفتاب نیست، خیال جمال ماست

تا چشم اختران نرسد در کمال ما

چرخ کبود پرده عین الکمال ماست

در پیش ما بهای جهان است کنجدی

آن نیست کنجد و اگر آن هست، خال ماست

از عشق ما کسی نزید وانکه می زید

از کاهلی غمزه مردم شکال ماست

عاشق کشیم و سایه رحمت نیفگنیم

کاین مرحمت به مذهب خوبان وبال ماست

عشاق پیش ما دو جهان می کشند، لیک

این پیشکش چه در خور عز و جلال ماست

آن عاشقی که گشت گم اندر خیال او

او خود نماند، وانکه بود هم خیال ماست

خاک تنی که پخته شد از سوز ما، درو

هم خون او خوریم چو می، کان سفال ماست

پامال گشت در ره ما خسرو و دیت

او را همین بس است که او پایمال ماست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام