گنجور

شمارهٔ ۳۰۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زیر کله نمونه روی تو مه نداشت

کس ماه را نمونه به زیر کله نداشت

بگرفت چارسوی رخت زلف و هیچ وقت

یک شب جهان چو روی تو در چارده نداشت

در ضبط آفتاب نشد ملک نیم روز

کز زلف عنبرین تو قیر سیه نداشت

دوش آتشی به سینه همی زد هوای تو

بگریخت اشک و سوخته شد دل چو ره نداشت

خونم بخورد و چشم تو لب تر نکرد، ازآنک

دود دگر نوشت و خط تو نگه داشت

با این همه وفای تو دارد میان جان

دل خود ز دست رفت، چو او کس نگه داشت

از خون نوشته ام به دو رخ ماجرای عشق

از بس که در سفینه دل جایگه نداشت

یک وعده تو در حق خسرو به سر نشد

گویی که باد بود که بار گنه نداشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام