گنجور

شمارهٔ ۲۸۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای سر کشیده از من، سر کشم به پیشت

گر از طریق خویشی بینم از آن خویشت

ماییم و غنچه دل موقوف بند عشقت

کو باد تا بگوید احوال من به پیشت

نتوان به شرح دادن با صد جریده گل

حسنی ز وصف رویت، وصفی ز شرح پیشت

تا داده از لب تو دل را گل انگبینی

زنبور جان من شد مژگان همچو نیشت

چون بینمت به ناگه، خواهم که جای سازم

در سینه فگارم اندر درون ریشت

لطفی به بنده خسرو از تیر غمزه تو

آماج کرد سینه، بیرون نشد ز کیشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام