گنجور

شمارهٔ ۲۶۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای دهانت، چشمه آب حیات

شمع رویت آفتاب کاینات

تا دلم از شادی وصلت نماند

از کمند غم نمی یابم نجات

گریه را مپسند هر دم تا به کی

پیش چشم از گریه جیحون و فرات

زاتش هجرت تن خاکی بسوخت

تا کدامین باد آرد سوی مات

هر که بی تو زنده ماند مرده به

جز وصالت نیست مقصود از حیات

گر ندیدی سبزه ای بر آب خضر

گرد آن شکر ببین رسته نبات

بت پرستان گر ز تو آگه شوند

یاد نارند از بتان سومنات

از شراب شب نشینان در خمار

هات کأسا یا حبیبی بالغدات

همچو ذره در هوای مهر تو

نیست خسرو را دمی صبر و ثبات

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام