گنجور

شمارهٔ ۲۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

وه که سوز درونم خبری نیست ترا

در غمت مردم و با من نظری نیست ترا

بر سر کوی تو فریاد که از راه وفا

خاک ره گشتم و بر من گذری نیست ترا

دارم آن سر که سرم در سر و کار تو شود

با من دلشده هر چند سری نیست ترا

دیگران گر چه دم از مهر و وفای تو زنند

به وفای تو که چون من دگری نیست ترا

خسروا، ناله و فریاد به جایی نرسد

یارب، این گریه خونین اثری نیست ترا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ندا نوشته:

بیت اول «از» جا افتاده:

وه که از سوز درونم خبری نیست تو را

حمید نوشته:

دارم آن سر که سرم در سر کار تو شود

در متن یک(و ) اضافه است

حمید نوشته:

به جای بر سر کوی تو فریاد
از سر کوی تو فریاد صحیح تر به نظر میرسد

کانال رسمی گنجور در تلگرام