گنجور

شمارهٔ ۱۹۶۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای ز زلف تو مشک تر بویی

وز میان تو تا عدم مویی

گل ز تو نرم شد چنان که به باغ

نرمیی می کند به هر تویی

ماه نو گردد از تو زیر و زبر

گر اشارت کنی به ابرویی

پیش چوگان زلفت از سر حال

سر زده می رویم چون گویی

چند جا خویش را کنم قربان

کت نبیند کسی ز هر سویی

یار من رو متاب یا بنمای

جای دیگر چو روی خود رویی

پهلوی من نشین که بی تو شبی

بر زمینم نسود پهلویی

خنده ای کن که بی خیال لبت

درد خسرو ندید دارویی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام