گنجور

شمارهٔ ۱۹۱۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به یک کرشمه کزان چشم دلربا کردی

چو جان به سینه درون آمدی و جا کردی

خدنگ ناز چو از غمزه راست بگشادی

به دل درست زدی، گر ز تن خطا کردی

من ار چه تیغ زنم، دل ز تو جدا نشود

تو ناوکی زدی و دل ز من جدا کردی؟

دلم که شادی وصل ترا نکرده شکر

هزار شکر کنم کز غمش سزا کردی

بگفتمت که غم جان مگوی با هر کس

به غمزه گفتی و بر جان من بلا کردی

اگر میان تو گم گشت در میان کمر

دهانت نیز نمی دانم، آن کجا کردی؟

بسوختی دل خسرو، هنوز خواهی سوخت

چو کس نگفت ترا این چنین، چرا کردی؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام