گنجور

شمارهٔ ۱۹۱۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نشان آن دهن از من چه پرسی؟

حدیث جانست این، از تن چه پرسی؟

مرا جان بخش بی دستوری چشم

ازان عیار مردافگن چه پرسی؟

ز سوز سینه پر آتش من

چو دانی یک به یک روشن چه پرسی؟

سگان کوی خود را پرس حالم

مرا از خانه و مسکن چه پرسی؟

به رسوایی دریدم جامه صبر

برون شد پایم از دامن چه پرسی؟

مرا گویی، چه کردی آن دل خویش؟

ز خود پرس این خبر، از من چه پرسی؟

ز مستوران چه پرسی درد عشاق؟

غم یوسف ز پیراهن چه پرسی؟

کمال عشق نامردان چه دانند؟

نبرد تهمتن از زن چه پرسی؟

بپرس از شیرمردان، خسرو، این راز

ز رعنایان روبه فن چه پرسی؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام