گنجور

شمارهٔ ۱۹۰۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای جان ز تن رفته، به تن باز کی آیی؟

وی سرو خرامان، به چمن باز کی آیی؟

جانی تو که از دوری روی تو بمردم

تا زنده شوم باز، به من باز کی آیی؟

شد جان هوایی به عنان گیری تو، لیک

زان باد تو، ای ترک به من، باز کی آیی؟

ما را وطن تنگ و تو خو کرده به صحرا

در ظلمت زندان وطن باز کی آیی؟

سرمایه خسرو به جهان جز سختی نیست

عمری که تو رفتی به سخن، باز کی آیی؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام