گنجور

شمارهٔ ۱۸۸۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر منت می کنم عنان گیری

تا کی از چون منت کران گیری؟

هر زمان از کرشمه ابرو

بهر خونریز من کمان گیری

دل گرفتار تو از آن کردم

که مرا از برای جان گیری

غمزه و چشم تو نکو داند

این زبون کردن، آن زبان گیری

آفتابی، ولی نخواهم گفت

که تو زان چیزها جهان گیری

بین دهان چو خاتم خود را

تا خود انگشت در دهان گیری

منم و هر دو مردم چشمم

که دو سه بنده رایگان گیری

بوسه گفتی و گر لبت گیرم

این نباید، حساب آن گیری

گویدت دل که ترک خسرو گیر

ترسم از کودکی همان گیری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام