گنجور

شمارهٔ ۱۸۶۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آمد آن شادی جان بر ما دی

شادی افزود مرا بر شادی

پایش افتادم و لب بگرفتم

گفت، بگذار، کجا افتادی؟

گفتم آن کردم، چون باد صبا

از دل غنچه گره نگشادی

سرو در آرزوی بندگیت

گله ها می کند از آزادی

یاد داری که از این پیش ز لطف

باده بر یاد خودم می دادی

کرد بیداد تو بر خسرو جور

نستد دارویی از بیدادی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام