گنجور

شمارهٔ ۱۸۴۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

می به جام ار چه زخون من مسکین داری

نوش بادت که شکرخنده شیرین داری

دو حیات است ز یک خنده تو عاشق را

زانکه در حقه یک خنده دو پروین داری

زان لب ساده گرم بوسه ببخشی، کم ازآنک

نظری جانب این گریه رنگین داری

پیش صوفی گذرو، گریه خونین، فرمای

تا به خون دست بشوید دلش از دین داری

نگری در من و چون من نگرم برشکنی

این چه فتنه ست که بهر من مسکین داری

خار در بستر تنهاییم افگند فراق

زان چه سودم که تو آن بر گل و نسرین داری؟

همه را زنده کنی و بکشی خسرو را

جان من این چه طریق است و چه آیین داری؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام