گنجور

شمارهٔ ۱۸۱۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سزد گر نیکویی در من ببینی

که خودکام و جوان و نازنینی

به گاه خنده چون دندان نمایی

مرا اندر میان چشم شینی

مسلمان دیدمت، زان دل سپردم

ندانستم که تو کافر چنینی

مه و خورشید را بسیار دیدم

بهی از هر که می گویم، نه اینی

به عیش خوش ترش خوشنودم از تو

که گاهی سرکه گاهی انگبینی

ز جان آیم به استقبال تیرت

که بر من راست کرده در کمینی

بیا گر در همی چینی ز چشمم

به شرط آنکه مهره برنچینی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام