گنجور

شمارهٔ ۱۸۱۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نگارین مرا شد نوجوانی

که نو بادش نشاط و کامرانی

خطش پیرامن لب، گوییا خضر

برآمد گرد آب زندگانی

بمیرم بر سر کویش که باشد

سگان کوی او را میهمانی

نه بر رویت خطت، ای آیت حسن

که هست آن فتوی نامهربانی

من از باغ تو گر برگی نبندم

تو باری بر خور از شاخ جوانی

غمی چون کوه بر جانم نهادی

تو باقی مان که من بردم گرانی

چه یارد گفت در وصف تو خسرو

که هرچ اندر دل آرم، بیش از آنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام