گنجور

شمارهٔ ۱۸۰۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دلا، با غمزه خوبان چه بازی؟

بگو با تیغ خون افشان چه بازی؟

مرا گویی که با من بازیی کن

کنم، جانا، ولی با جان چه بازی؟

ز جان سیر آمدستم من، وگرنه

مرا با آن لب و دندان چه بازی؟

تفحص کن که حال کشتگان چیست؟

چه رانی مرکب و چوگان چه بازی؟

چرا بر خود نمی بخشایی، ای دل

بر کافر مسلمانان چه بازی؟

چو پوشی درد خود از بیم جانی

چنین عشقی، بگو، پنهان چه بازی؟

نه از یارست خوشتر، آنکه بینی

نه از عشق است بهتر، آنچه بازی؟

مکن خسرو که بازی نیست این کار

ترا با ساقی سلطان چه بازی؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام