گنجور

شمارهٔ ۱۸۰۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چنین کان خنده شیرین تو کردی

هلاک عاشقان آیین تو کردی

جفا می کرد بر من خود زمانه

بلای عشق تا شد، این تو کردی

نکردی رد سؤال بوسه هرگز

گدایی بر دلم شیرین تو کردی

ترا من دل سپردم، لیک جایش

در آن گیسوی چین بر چین تو کردی

نه مرد عشق بودم من، ولیکن

مگس را طعمه شاهین تو کردی

مبادا نام غم هرگز بر آن دل

مرا گر چه چنین غمگین تو کردی

مرا این ماجرای دیده با تست

چنینم بیدل و بی دین تو کردی

تو خوبان را نمودی پیشم، ای چشم

ستم بر جان من چندین تو کردی

نگفتم بد ترا، ای عشق، هرگز

که قصد خسرو مسکین تو کردی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام