گنجور

شمارهٔ ۱۸۰۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شتربانا، دمی محمل میارای

رها کن تا ببوسم ناقه را پای

نهادند آشنایان بار بر دل

دلم رفته ست و بارش ماند بر جای

روان شد محمل و جانم به دنبال

جرس می نالد و من می کنم وای

ندیدم ره چو غایب شد ز چشمم

غبار بختیان دشت پیمای

تو، ای کت بر شتر آب حیات است

به وادی تشنه می میرم، ببخشای

بیابان پیش چشمم گشت تاریک

مه محمل نشینم، پرده بگشای

دلم چون همرهش شد گویش، ای باد

که جان هم می رسد، تعجیل منمای

خوشی بر مردنم آخر نیارم

بدین دوری همم منزل مفرمای

رسید آن ماه چون خسرو به منزل

تو ره می بین و رو بر خاک می سای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام