گنجور

شمارهٔ ۱۸۰۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای آنکه تو سلطان همه سیمبرانی

دستور بود فتنه به ملک تو که رانی

صد تیر جفا می گذرانی ز جگرها

بازوت قوی باد که خوش می گذرانی

چشمم که دوید از پی دیدار ندیدت

این است سزایش که به تیرش برانی

سبزه که دمد از گل عشاق تو، ای ترک

خنگ تو بود سوخته، هان تا بچرانی

از آب و گلم گرد برآورد هوایت

تا چند به دنبال خودم خاک خورانی؟

ما را تو مکش در هوس آن لب شیرین

این سوی در آیم، گرم آن سوی برانی

گفتی که زبانیم جز از تو همه کس، وای

ما را بمکش گر تو حیات دگرانی

هستی تو اگر شاد به رنجیدن خسرو

من سینه کنم پاره، تو گر جامه درانی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام