گنجور

شمارهٔ ۱۸۰۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای باد، سلام دلم آنجا برسانی

بوسی ز لبم بر کف آن پا برسانی

یکبار رسانیش سلام همه عشاق

صد بار از آن من تنها برسانی

بسیار بگردیش ز ما گرد سر آنگاه

صد سجده فرضش ز سر ما برسانی

این پیرهن چاک به خون غرقه که دارم

پنهان ببری از من و پیدا برسانی

دیرینه پیامی که برون داده ام از دل

پرورده به خونهای دل آنجا برسانی

کردیم به خوناب جگر نقش به چهره

این قصه به آن یوسف دلها برسانی

گر بر سر خسرو گذری، دوست، هماناک

عمر وی از امروز به فردا برسانی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام