گنجور

شمارهٔ ۱۷۹۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تو شوخ هر کجا لب خندان گشوده ای

از دل بسی گره که به دندان گشوده ای

آب حیات می رودت در سخن که لب

گویی ره آب چشمه حیوان گشوده ای

ما چون زییم بیش که از بهر جان ما

مستی و خوی چکان و گریبان گشوده ای

هست از برای کینه ما خط کشیدنت

مضمون نهان مدار که عنوان گشوده ای

فریاد رس مرا و ز فریاد وارهانش

خسرو که هر شبی ز وی افغان گشوده ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام