گنجور

شمارهٔ ۱۷۸۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سر در خمار، شب به کنار که بوده ای؟

لبها فگار، همدم و یار که بوده ای؟

سنبل به تاب رفته و نرگس به خواب ناز

شب تا به روز باده گسار که بوده ای؟

شمع مراد من نشدی یک شبی تمام

ماه تمام، در شب تار که بوده ای؟

با چشم آهوانه که شیران کند شکار

ای آهوی رمیده شکار که بوده ای

سروت هنوز هست در آغوش خاستن

ای سرو نیم رسته، بهار که بوده ای؟

زان رو که جوی چشمه خورشید خون گرفت

خونابه شوی گریه زار که بوده ای؟

کارت چنین که پرده دلها دریدن است

امشب به پرده محرم کار که بوده ای؟

ما را ز اشک صد جگر پاره در کنار

تو پاره جگر به کنار که بوده ای؟

بر ریش خسروت نمکی هم دریغ بود

مرهم رسان جان فگار که بوده ای؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام