گنجور

شمارهٔ ۱۷۸۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آتش اندر آب هرگز دیده ای

عنبر اندر تاب هرگز دیده ای

چون دهان و لعل شورانگیز او

پسته و عناب هرگز دیده ای

شد نقاب عارضش زلف سیاه

شام پر مهتاب هرگز دیده ای

در صدف چون رشته دندان او

لؤلؤی خوشاب هرگز دیده ای

نرگسش در طاق ابرو خفته مست

مست در محراب هرگز دیده ای

در غمش خسرو چو چشم خونفشان

چشمه خوناب هرگز دیده ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام