گنجور

شمارهٔ ۱۷۷۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جان ز هجرت چیست، زار افتاده ای

دل ز عشقت بیقرار افتاده ای

من کیم، زاری حزینی بیدلی

غم خوری بی غمگسار افتاده ای

دردمندی مستمندی خسته ای

کارزار کار زار افتاده ای

خاکی بی آبرویی در هوا

آتشین آهی ز کار افتاده ای

دردنوشی، جانفروشی در خروش

بیکسی بی کار و بار افتاده ای

جان غریبی، بی نصیبی از حبیب

دور از یار و دیار افتاده ای

مبتلایی بینوایی در بلا

جان نثار دل فگار افتاده ای

بلبلی با غلغلی بی روی گل

وز میانه بر کنار افتاده ای

پای در گل، دست بر دل، سر به پیش

رفته عزت، سخت خوار افتاده ای

بیدلی بی دلبری بی مونسی

بی زر و بی زور و زار افتاده ای

خسته فرهادی، شکسته وامقی

خسروی بی خواستگار افتاده ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام